X
تبلیغات
هر شب
هر شب نوشته های شخصی علی مرادی
بغض کنید؛ گریه کنید ؛ دق کنید ؛ ولی با آدمای بی ارزش درددل نکنید
شاید به نظر بد برسد ، اما در واقع اتفاق بدی نیست ، اینکه آرزو هایتان را آگاهانه به فراموشی بسپارید!

گذر از دوره های سنی ، نقل و مکان از یک شهر به شهر دیگر و اعمال تغییرات کلی در رویکردهای اساسی نسبت به زندگی باعث می شود جهت گیری ما تغییرات اساسی داشته باشد ، اهدافمان تغییر پیدا کنند و همینطور آرزو هایمان عوض شود!

خیلی خوب است اگر آنچه دوست دارید را کنار بگذارید ، این بدان معناست تازگی ها چیز های با ارزش تری پیدا کرده اید!
دستهایتان را با دقت نگاه کنید ، شما تنها دو دست دارید و در هر لحظه می توانید با دست هایتان تعدادی معدود شیئ بردارید و هیچ اهمیتی ندارد شیئی که در دست شماست با ارزش است یا بی ارزش ، کم ارزش است یا ارزشمند ، بنابراین تا زمانی که دستتان را از اشیاء کم ارزش ، ذهنتان ار از افکار منفی ، و دلتان را از آرزو های کوچک خالی نکنید ، هرگز نمی توانید اشیاء ارزشمندی بردارید ، به مسائل خوبی فکر کنید ، و آرزوهای بزرگی داشته باشید!

خوب است اگر آگاهانه در آنچه دوست داریم تجدید نظر کنیم!

به عنوان یک بچه کشاورز که سالها در کنار پدرم مشغول درختان پسته بوده ام
باید به شما این واقعیت را بگویم که
متاسفانه ، 
مغز پسته های خندان ، زودتر آفت می زند اما مردم به دنبال پسته های خندان هستند ، مردمی که هرگز نمی دانند ، خنده ی این پسته های خندان ، در اثر شب های سرد و روز های داغی است ، که طاقت نیاورده است!

خیلی وقتها ، قبل از اینکه حرکت کنیم ، بهتر است کمی تأمل کنیم برای یافتن وسیله ای که راه را کوتاه تر کند! 
من نام این بخش از یک روند کاری را "کشف وسیله" می گزارم و اگر این "کشف وسیله" به یک عادت همیشگی برای ما تبدیل شود ، پس از مدتی باعث می شود ما آدم خلاقی بشویم ، و همیشه کارها و برنامه هایمان سریعتر و بهتر از قبل انجام شوند!


در اینجا یکی از آسیب های جدی که ممکن است اتفاق بیوفتد ، این است که ، ما در همان مرحله ی "کشف وسیله" بمانیم ، یعنی حتی برای انجام دادن کارهایی کوچک و ساده احساس کنیم که به ابزار و وسیله ای نیاز داریم و وارد مرحله ی کشف وسیله بشویم و متاسفانه بدلایل گوناگون در همان مرحله بمانیم و زمان زیادی را از دست بدهیم!

قول دادن شجاعت می خواهد ، البته بعضی اوقات قول دادن نشانه ی حماقت است! من اما قول دادن هایم نه از روی شجاعت است و نه از سر حماقت ، بلکه از ناچاری و دلسوزی است!

آدمی نیاز دارد سخنش برای دیگران سند باشد ، من هم ازین قاعده مستثناء نیستم!

من می دانم که معمولاً بدقول می شوم!
چون در هر روز زندگی ام اتفاقات پیش بینی نشده ی زیادی رخ می دهد ، اتفاقاتی که همه برنامه هایم را به هم می ریزد ، بدقولی های من ، معمولاً در مورد زمان اتفاق می افتند ، من نمی توانم به دیگران قولی ندهم و تعهدی نداشته باشم!

من می دانم آدم بدقولی هستم و بدقولی هایم هم برای خودم و هم برای دیگران خسته کننده شده است ، من بزودی برای بدقولی هایم راهی پیدا خواهم کرد!

داشتم سراسیمه به این سو و آن سو می دویدم و آنقدر استرس داشتم که مغزم اصلا ً کار نمی کرد!

در سکانس بعد ، دوربین کات می خورد و همه چیز به همان پلان اول بر می گردد ، جایی که استرس و سرا سیمه گی ام شروع شده بود ، این بار هیچ حرکتی انجام نمی دهم ، لحظه ای صبر میکنم ، نفس عمیقی می کشم و با خودم فکر میکنم ، بله فکر میکنم! به خدا ، به آرمشی که جز او آرامشی نیست! به او که یادش آرامم می کند!

شنیدین میگن میو میو عوض میشه!؟ 
اگر چه یک میو نیستم! اما دوست دارم بگویم میو میو عوض میشه و یکباره عوض بشوم! دقت کنید که می خواهم عوض بشوم نه عوضی!

به نام خدا

ریاست محترم هرچه هست ، جناب آقای خدا
سلام علیکم
      با صلوات بر محمد و آل محمد (ص) ، احتراماً پیرو مذاکرات فی ما بین در رابطه با گناهان و کوتاهی های فراوان بنده ، این حقیر مجدداً درخواست عفو و بخشش گناهان و کوتاهی های خود را از آن مقام عالی مسئلت می نمایم ، باشد که در این روز مبارک و به بهانه ی ولادت باقر العلوم حضرت امام محمد باقر (ع) با دیده ی کرامتتان بر حقیر بنگرید و قلم عفو بر گناهانم بزنید!


                   با آرزوی توفیق بندگی برای خودم
                              ارادتمند شما
                              علی مرادی

اول:
امروز سه امتحان داشتم برای مدرک ICDL ، مهارت های مبانی کامپیوتر ، ویندوز 7 و اینترنت! که هر سه تاشون رو با نمره بالای 93 قبول شدم ، من امروز تصمیم گرفتم نرم افزار Access رو به صورت حرفه ای یاد بگیرم چون فکر میکنم کاربرد های زیادی داره!

دوم:
با توجه به این شیوه ی مدرک گرایی که در کشور ما وجود دارد ، هر اندازه هم که مهارت شما در استفاده و بکار گیری کامپیوتر زیاد باشد ، متاسفانه تا زمانی که شما به اصطلاح مدرک معتبری نداشته باشید ، مورد توجه قرار نمی گیرید! من با توجه به همین مسئله تصمیم گرفته ام کلی مدرک جمع کنم! به شما هم توصیه میکنم این هدف را دنبال کنید ، البته اگر مهارتی دارید!

سوم:

دوره NIIT کم کم دارد به انتهای ترم اول نزدیک می شود و من اینروز های آخر ترم به شدت به یک همکار یا دوست نیاز دارم ، کسی که رشته ی مترجمی زبان خوانده باشد و وقت آزاد برای من داشته باشد ، کسی که بتواند در ترجمه کتاب هایم به من کمک کند!
حرفه ای ترین بازیگر هالیوود هم که باشی

نمی توانی یک عمر نقشی را بازی کنی 

و هیچ کجا فیلم کات نخورد ...


برای همین

اگر یک عمر نقش بازی کنی ...

در انتها

زندگی ای بریده بریده خواهی داشت ...

و برای سر هم کردنش

به تدوین گری نیاز داری

که هرگز نیست ...!

     دستتان را میگذارید زیر چانه تان و با خودتان فکر می کنید که او واقعاً زیباست!


     شاید از آخرین باری که عاشق چشم و ابروی کسی شده اید چند سال می گذرد ، اما حالا ، شما دیگر آن نوجوان خام و حوس باز نیستید که عاشق چشم و ابروی دیگران می شد!


     شما باید تسلیم شوید ، و اعتراف کنید که این بار واقعاً عاشق شده اید و هیچ چاره ای ندارید ، زیرا هیچ کدام از آن حرف های فلسفی و روانشناختی که در جلسات و همایش های دانشجویی آموخته اید ، برایتان فایده ای نخواهد داشت!


خوشبختانه شما عاشق شده اید.

به تو می گوید گوساله 

و تو 

چقدر بی دلیل ناراحت می شوی!

و بهت بر می خورد!

و داد می زنی که 

من انسانم ، آدمم ، عزت نفس دارم! به من نگو گوساله!

درست سه ساعت بعد! یعنی ساعت 1 عصر

وسط گرمای تابستان

گوشه ی خیابان

کارتون خوابی را در آستانه ی مرگ می بینی

و چند مغازه بالاتر

همان گوساله ها

پشت شیشه ی سرد خانه 

برایت دست تکان می دهند ...